بعد از این تا می شود از غصه دوری می کنم
امتناع از خنده های خشک و صوری می کنم

لب به لب جانم پر از بوی خوش لبخند توست
سر به زیری مرده و دیگر جسوری می کنم

غصه یک چیز است و غم از دور تر ها همسرم
خاطرش را همدم فنجان و قوری می کنم

اشک هایم بی اراده برکه ای شور آفرید
محض تمرین طعم دریا را مروری می کنم

من قزل آلای رودم ، عشق را بو می کشم
خانه هر جا هست ، باشد ، من صبوری می کنم