شخصیت.........
داستانی از یک مرد و یک زن آزاده....
داستانی از یک مرد و یک زن آزاده....
ای عشق همه بهانه از توست
بعد از این تا می شود از غصه دوری می کنم
امتناع از خنده های خشک و صوری می کنم
لب به لب جانم پر از بوی خوش لبخند توست
سر به زیری مرده و دیگر جسوری می کنم
غصه یک چیز است و غم از دور تر ها همسرم
خاطرش را همدم فنجان و قوری می کنم
اشک هایم بی اراده برکه ای شور آفرید
محض تمرین طعم دریا را مروری می کنم
من قزل آلای رودم ، عشق را بو می کشم
خانه هر جا هست ، باشد ، من صبوری می کنم
نامم را پدرم انتخاب كرد ،
نام خانوادگیم را یكی از اجدادم ؛
دیگر بس است ،
راهم را خودم انتخاب می كنم ... دکتر علی شریعتی
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دکتر علی شریعتی
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت (دکتر شریعتی)
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با همتی هم هست.
می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار پیدا کند.
...

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.
* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.
* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!
* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.
* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.
* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.
* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.
* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.
* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.
* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.
* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.
* آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود
*موفق باشید دوستان*